وا چقدر خوب و دو نفره ست ...
من هستم و خدا ...
و در جاده ی زندگی ، صورتم مهمان نسیمی که معطر شده از امید ...
به خودم میگم : هیچ چیز ارزش این رو نداره که دستم رو از دستان مهربون خدا بکشم بیرون و بگذارم تو دست غیر خدا ...
راستی اونکه دستان مهربان خدا رو به غیر او فروخت غیر از افسوس چه چیزی رو بدست آورد ؟
باعرض پوزش به خاطر وقفه سه ماهه اخیر بدلیل مشغله ...... امیدوارم بازم بتونم مثل سابق قلم بزنم وبه دوستان خوبم سر بزنم واز مطالب زیباوآموزنده ....... استفاده ودر زندگی از آنها بهره کافی و وافی ببرم......
واسه شروع کافیه
درضمن از دوستانی که در این مدت غیبت من به وبم سر زدن وابراز نگرانی کرده بودن سپاس گزارم


