راه حق
 
وبلاگي برتر براي اشخاصي برتر

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۵ توسط سیروس جوکار

               بر سر آنم که گر ز دست برآید             &             دست به کاری زنم که غصه سر آی

ضرب المثلها را به شرح ذیل به تقیدصفحه مینگارمتا چنانچه کاربردی برای علاقمندان به رشته حقوق داشته باشدازآن بهرمندگردند. تاچه در نظرآیدوچه قبول افتد:

 

1_ قانون سه روز پیرتر از دنیاست. (استونیايي)

Act three days older than the world

2_قلم و جوهر بهترین شهودند. (پرتغالي)

Pen and ink best Shhvdnd

3_ قضاوت باید گوش بزرگ و دست کوچک داشته باشد. (آلماني)

Judge should have big ears and small.

4_ حقیقت، دختر زمان است. (ایتالیايي)

                                                                  Indeed’ it is time girl

 

5_قانون غالبا دندان خود را نشان می‌دهد ولی گاز نمی‌گیرد. (انگلیسی)

 Law often shows its teeth but not gas

6_حقیقت سنگین است، لذا عده‌ای معدود حاضرند آن را حمل کنند. (عبری)

 Heavy fact that so few people are willing to carry it

7_حقیقت را می‌توان خم کرد، ولی نمی‌توان آن‌ را شکست. (ایتالیایی)

                                You can bend the truth’but it can not be beat

 

8_ حرف حق شمشیری است، برنده. (فارسی)

The sword is the right word win

9_قاضی که بی‌گناهی را محکوم سازد، وجدان خود را محکوم کرده است. (سوئدی)

The judge who sentenced an innocent makes their conscience condemned

10_حقیقت غالبا در یک استخر زشت پنهان است. (چینی)

The truth is often hidden in a dirty pool

11_ قانون چاه بی انتهاست، هر که گرفتارش شد کارش ساخته است. (چینی)

The endless wells of which he has been caught

12_قاضی خوب همسایه بد است. (آمریکايی)

Judge good bad neighbor

13_قانون روی میز است و عدالت زیر میز. (استونی)

Law and justice on the table under the table

14_قانون مانند تار عنکبوت است، سوسک از آن رد می شود ولی مگس گرفتار می‌گردد. (چک)

The law is like a spider's web beetle flies caught it but will be rejected

 

15_قانون همه را می لیسد. (اسکاتلندی)

Law all the Lysd

16_حق پشت در منتظر است و باطل در جلسه شرکت می‌کند. (انگلیسی)

Right back at forward and falsehood in meeting the

17_حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند. (اسپانیايی)

Truth and roses have thorns both

18_حق شناسی بار سنگینی است. (اسکاتلندی)

Gratitude is a burden

19_حق بالاتر از قانون است. (روسی)

Right above the law

20_قانونی که درباره شیر و گاو یک جور حکم کند، قانون نیست. (انگلیسی)

 Cow's milk about a kind of rule of law and not the law

21_حقیقت در ته چاه نهفته است. (فرانسوی)

 The truth lies at the bottom

22_حقیقت گرزی است که فرود می‌اید و همه را می‌کشد. (فرانسوی)

The truth is that the falling mace and stabbed

23_حق همیشه توفیق نیافته است ولی موفقیت همیشه بر حق بوده است. (المانی)

 The right is not always successful’ but success was always right

 

 

24_حقیقت، بهتر از طلاست. (انگلیسی)

The fact better than gold

25_حقیقت، مهر خداست. (عبری)

The seal of God

26_حقیقت نیش می زند و دروغ درمان می کند. (ایتالیایی)

The truth lies bites and treats

27_حقیقت شبحی است که افراد بسیاری را از خود می‌ترساند. (المانی)

The truth is that many of her ghost scares

۲۸ـ اگر نمی خواهی سرت کلاه برود، قیمت جنس را از سه مغازه بپرس. (چینی)

 If you do not want to go head cap price of three shops sex Ask

۲۹ـ انکه تهمت می‌زند هزار بار می‌کشد ولی قاتل فقط یک بار می‌کشد. (چینی)

Although Limbaugh takes a thousand times’but only once the killer stabbed

 

۳۰ـ اگر مرد دنبال زن افتد به ازدواج گرفتار می‌شود ولی اگر زن به دنبال مرد افتد بدبخت و بیچاره می‌شود. (عبری)

 If you happen to marry a man caught looking woman’ but if she fails to follow the man is miserable and poor

 

۳۱ـ از شوخی قاضی فقط خودش می‌خندد و همنشینش. (ایتالیایی)

The judge joked he just laughs and Hmnshynsh

۳۲ـ بی عدالتی بها ندارد. (استونی)

Injustice is Priceless

۳۳ـ بی عدالتی دایه پزشک است. (المانی)

Injustice nurse practitioner

۳۴ـ تمام براهین دادگاهی قابل قبول‌اند. (ترانسوال)

All court arguments are acceptable.

۳۵ـ تخم مرغ دزد شتر مرغ دزد می شود. (فارسی)

Ostrich egg thief is a thief

۳۶ـ اگر در جوانی سوزنی بدزدی در پیری پول خواهی دزدید. (چینی)

 If a young needle-aging steal the money you stole

۳۷ـ اگر وکیل دادگستری را با اردنگی پایین پله ها اندازید تا پایان عمر به شما خواهد چسبید. (انگلیسی)

If a lawyer to kick down the stairs you will stick to throw to the end of life.

۳۸ـ تمام قوانین عادلانه نیست. (اسکاتلندی)

 All rules are not fair.

۳۹ـ آفتابه دزدها را به دار می‌آویزیم و به دزدان بزرگ درود می فرستیم. (المانی)

Tankard thieves and robbers Myavyzym big salute to the gallows.

۴۰ـ اگر میخواهی قاضی خوبی باشی باید به حرف های همه گوش بدهی. (برزیلی)

If you want to be a good judge must listen to everyone Debt

۴۱ـ جهنم و محکمه عدالت همیشه باز هستند. (المانی)

Hell and the Court of Justice are always open.

۴۲ـ از دو کس حقیقت را مپوشان یکی پزشک و دیگری وکیل عدلیه. (فرانسوی)

Do not hide the truth from the one a physician and a lawyer of Justice

۴۳ـ ازدواج زودش اشتباه است و دیرش اشتباهی بزرگتر. (فرانسوی)

Zvdsh marriage is wrong and duration bigger mistake.

۴۴ـ آنکه می‌دزدد به دار آویخته نمی‌شود بلکه آنکه گرفتار می‌گردد به دار آویخته می‌شود. (چک)

He caught stealing hanged but he will not be beheaded

(دزدنگرفته پادشاه است)  Dzdngrfth is king

۴۵ـ چو بد کردی مشو ایمن ز آفات ...... که واجب شد طبیعت را مکافات. (فارسی)

 Bad Chow Do not you safe from pests...

 which were obligatory nature Punishment

 

۴۶ـ حق با زور است. (انگلیسی)

Right force

47_ هر جا که جامعه باشد، حقوق هم است. (لاتینی)

           Where is the community Bashdhqvq( Wherever society‘ law is)

48_ اگر میخواهی بر اسرار مردی واقف شوی، فقط از همسایگانش سوال کن. (چینی)

If you want to know the secrets of man be just the neighbors ask

 

۴۹ـ انسان نباید با چکش اهنین در خانه قاضی را بزند. (المانی)

 One should not judge her at home with Iron Hammer

50_تمام اختلافات از « آری » و « نه » بر میخیزد. (فرانسوی)

All disputes arise from Yes and no.

۵۱ـ برای آنکه پیش روی قاضی قرار نگیری پشت سر قانون راه برو. (انگلیسی)

To judge before the law do not take walk

۵۲ـ خدا می خواست ادمیان را تنبیه کند و قضاوت را به جانشان انداخت. (روسی)

God wanted to punish men and judgment to put their lives

۵۳ـ «اشتباه» می تواند حتی از یک شکاف بگذرد ولی «حقیقت» در یک دروازه گیر می‌کند. (اتازونی)

Can go wrong even a crack’ but the truth is stuck in a gate

 

54_عدالت همیشه گرسنه است. (بلغارستانی)

Justice is always hungry

55_ دل انسان آهن است و قوانین کشور کوره. (چینی)

 Hearts of Iron Man and laws furnace

56_دزد مرتکب فقط یک جنایت شده، و آنکه مالش به سرقت رفته مرتکب صد جنایت. (زیرا به دیگران تهمت دزدی می‌زند). (ارمنی)

Thieves commit a hundred crimes committed crime and the stolen rub

( For others accused her of theft)

57_شوهر قانون است برای همسرش. (روسی)

Law husband for wife

58_دزد به دزد می‌زند خدا خنده‌اش می‌گیرد. (فارسی)

God speaks to the thief is a thief Khndhash

59_دزد، بازار را آشفته می خواهد. (فارسی)

Thieves would upset the market

60_شمشیر عدالت غلاف ندارد. (فرانسوی)

Not sheath the sword of justice

61_صدای جلنگ جلنگ پول غالبا صدای عدالت را از بین می برد. (یوگسلاوی)

The sound of voices jingled money often destroys justice

62_دزد از خانه مفلس خجل آید بیرون. (فارسی)

Thieves come out of the house ashamed familiarity

63_عدالت از آنچه در قانون نوشته شده معلوم می شود. (چینی)

Justice of what is written in the law turns out to be

64_فقط پزشکان می توانند آدم بکشند و از کیفر در امان باشند. (اسلواکی)

Only a doctor can kill and be safe from retribution

65_عدالت بی عدالتی می شود وقتی که بر سر یک نفر دو ضربه وارد کنی در حالی که مستحق فقط یک ضربه است. (بلژیک)

When justice becomes injustice that happened to you while entitled to only one two-hit is a hit

66_دزد ناشی به کاهدان می زند. (فارسی)

 Security due to his haystack

67_دزد راه باش، دزد سفره مباش. (آذربایجانی)

Be the thief’ thief be not table

 

68_عرف و عادت مادری است که همه باید از او اطاعت کنند. (برونئي)

Native customs and habits that everyone should obey him

69_وقتی که رفیق، قاضی شود باید فاتحه قانون را خواند. (ایتالیایی)

When your fellow judge must read the Fatiha law

70_دزدان بزرگ افتابه دزد را به دار می آویزند. (چک)

Great Pirate pitcher of the thieves to be nailed

71_عدالت بهتر از عبادت است. (عبری)

Justice is better than worship

72_دادگستری خیلی زیاد، غالبا ستم خیلی زیاد است. (فرانسوی)

Justice too often too much oppression

73_عدالت کور است و کسی را نمی بیند. (انگلیسی)

Justice is blind and no one sees

74_دزد خوب نگهبان خوب می شود. (نگروئی)

Well the good thief Guardian(Good thief is someone who is a good guard)

75_روباه نباید موقع محاکمه مرغ قاضی دادگاه باشد. (چینی)

 Fox Chicken trial judge should not be

76_ستم بر ستم پیشه عدل است و داد. (فارسی)

Oppression and the oppressive justice

77_ عرف و عادت قانون ثانوی است. (لاتینی)

Common law is a secondary law

78_عرف و عادت قوی تر از قانون است. (روسی)

Common law is stronger than law

۷۹_گواه شاهد صادق در استین باشد. (فارسی)

Witness is true in Austin

۸۰_مهربانی بزرگتر از قانون است. (چینی)

Kindness is greater than the law

۸۱_مراسم و قانون همسایه یکدیگرند. (مونته‌نگروئی)

Ceremony and another neighbor law

۸۲ـ وقتی رشوه از در وارد می شود عدالت از پنجره فرار می کند. (ترکی)

When in comes a bribe of justice flees through the window

۸۳ـ وصیت نامه خطرناک تر از پزشک است، بسیاری از افراد بیشتر در اثر نوشتن وصیت نامه مرده‌اند تا به علت بیمار بودن. (اسپانیولی)

Will a more dangerous doctors’ many more people have died as a result of a will to due to being sick

 

۸۴ـ وکلا مانند درشکه چی ها نیستند، آنها انعام‌شان را قبل از حرکت می‌گیرند. (اتازونی)

Lawyers are not like Phaeton’ they are before moving Anamshan

(Lawyers coachman's not like they are before moving Anamshan)

 

۸۵ـ وجدان بد در آن واحد تهمت زننده، قاضی، شاهد و به دارزننده است. (هلندی)

 Bad conscience at the same time witness and judge appellant is Darznndh

۸۶ـ هر قدر بر تعداد قوانین افزوده شود به همان نسبت عده تبهکاران رو به افزایش می‌گذارند. (چینی)

 As the number of existing laws as well as some of their gangs on the rise

۸۷ـ هر کس بر بازوی عدالت بایستد با مغز بر زمین می افتد. (چینی)

Anyone with a brain falls to the floor to stand on the arm of justice

۸۸ـ وقتی که سراغ طبیب می روی سراغ قاضی هم برو تا وصیت نامه ات را تهیه کند. (المانی)

When he came to judge the doctor can prepare your Will Go to

۸۹ـ وکیل خوب همسایه بد است. (فرانسوی)

A good lawyer is a bad neighbor

۹۰ـ یک جیب پر از حق احتیاج به یک جیب پر از طلا دارد. (چک)

 A pocket full right of need a pocket full of gold

۹۱ـ یک قاضی و چرخ گاری باید خوب چرب شوند. (المانی)

Good fat should be a judge and castors

۹۲ـ هرکجا قدرت هست در انجا قاضی هست. (روسی)

Wherever there is a judge's power

۹۳ـ هیچ سارقی بدتر از یک کتاب بد نیست. (ایتالیایی)

No thief worse than a bad book.

۹۴ـ وقتی پول حرف می زند حقیقت سکوت اختیار می کند. (روسی)

When money speaks the truth is silent

۹۵ـ وارث وارث من، وارث من است. (لاتینی)

I inherited my heir's heir

۹۶ـ وجدان به اندازه هزار شاهد خوب و با ارزش است. (ایتالیایی)

Good conscience is worth a thousand witnesses

۹۷ـ هرگز با مرد نیرومند کشتی مگیر و مرد پولدار را به دادگاه مکشان. (لاتویا)

Do not take the strong man of ships and not the rich man to court

۹۸ـ هر کس پول دارد بر حق است. (لتوانی)

Whoever has money is right

۹۹ـ هیچ قاضی‌ای نجات نمی یابد مگر اینکه جهنم پر شده باشد. (مونته نگرویی)

 No judge can not be saved unless the hell is filled

۱۰۰ـ یک دست پر از پول قوی تر از دو دست پر از حقیقت است. (سوئدی)

A hand full of money is more powerful than two hands full of truth

 

۱۰۱_ مکندگان خون مردم دو گونه‌اند: زالوها و ماموران مالیات. (فرانسوی)

 Suction the blood of two species: Leeches and finance officer

۱۰۲_ وجدان اگر زخمی شد دیگر خوب شدنی نیست. (چینی)

 If wounded another good conscience can not be

۱۰۳_ وقتی که متهم قاضی شود فاتحه قانون خوانده شود. (چینی)

When the accused judge recited the Fatiha law

۱۰۴_ وقتی که قاطر قاضی می‌میرد همه به تشیع جنازه‌اش می روند ولی وقتی که خود قاضی می‌میرد هیچ کس به تشیع جنازه اش نمی رود. (تازی)

 When a judge dies mule are all Shia Jnaz·hash But when his funeral would be no one to judge dies

۱۰۵ـ وجدان یگانه محکمه ای‌ست که در آن به وکیل دادگستری احتیاجی نیست. (انگلیسی)

Conscience is the only court in which it does not need to be a lawyer

۱۰۶ـ هرآنچه حاکم عادل کند همه داد است. (فارسی)

What justice is all just ruler(What does all that is just ruler)

۱۰۷ـ همه برای عدالت ارزش قائلند ولی وقتی که می‌آید در را به رویش می بندند. (سوئدی)

 All for justice to grow in value’ but when it comes to close

 

۱۰۸ـ ممکن است به حقیقت تو سری زد ولی هرگز نمی‌توان خفه اش کرد. (لاتینی)

 May be true’ but you can never stifle series ran to him

 

 

۱۰۹ـ دیوانه جریمه می دهد و عاقل رشوه. (آذربایجانی)

Crazy fines and bribes wise.

۱۱۰ـ قاضی و وکیل دو بال فرشته عدالت هستند. (لاتینی)

 Judges and lawyers’ the two wings of the angel of justice.

 

تمام ضرب المثل های فوق از بخشی از کتاب «گلچینی از ضرب المثل‌های جهان » وام گرفته شده است.دوستان لطف کنندوچنانچه ایرادی درترجمه مشاهده مینمایندبه این حقیر اطلاع دهندتا آنرا اصلاح نمایم

 


برچسب‌ها: جملات حقوقی, ضرب المثل های حقوقی, ضرب المثل, ترجمه ضرب المثل حقوقی
.: Weblog Themes By Pichak :.


پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

تماس با ما
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک